صدای عشق می آید صدای پای آقایی
صدای حیدر و زهرا که می خوانند لالایی
جمال تو به غارت برده عقل و هوش آدم را
چه گیسویی چه ابرویی چه لبخند دل آرایی!!
به سیرت مثل پیغمبر؛ به هیبت همچنان حیدر
حسن حسنی ز سر تا پا کمالات تو زهرایی
شرار نام تو آتش زده بر جان عاشق ها
حسین ابن علی هستی چه اسم بامسمایی!!
الا یا ایها الساقی شدم مست نگاه تو
بریز از باده ی چشمت؛ منم مجنون تو لیلایی
در هر خانه ای عاشق شدم رسوا شدم آخر
فقط در خانه زهرا ندارد عشق رسوایی
تو را ارباب میخوانم مرا نوکر خطابم کن
منم نوکر؛ تویی آقا؛ منم عبد و تو مولایی
نگاهی کن به خاک زیر پایت تا طلا گردم
منم بر خاک افتاده و تو بالای بالایی
فقیرم من تویی احسان؛ کویرم من تویی باران
اسیرم من؛ امیری تو؛ منم قطره...تو دریایی
رسد مرگ من آن روزی که از یادت جدا گردم
برایم زندگی بی تو ندارد هیچ معنایی
شفایم داد ذکر یاحسین روضه خوان هایت
عطا کردی به نوکرها نفس های مسیحایی
شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم
حرم بود وضریح تو... عجب حسی؛ چه رویایی!!
دل زهرا در این شش ماه خون شد از صدای تو
که با صوت اناالعطشان تو کرده هم آوایی
نشسته فاطمه یک گوشه ای و اشک می ریزد
به یاد ظهر عاشورا... به یاد روز تنهایی
لبت تشنه؛ تنت زخمی؛ سجود تو ته گودال
کسی چون تو نکرده اینچنین تفسیر شیدایی
رسد روزی که سر را زیر پای تو بیاندازم
شهادت در رکاب تو؛ عجب پایان زیبایی...!!
... پنجره ای برای درد دل...ما را در سایت ... پنجره ای برای درد دل دنبال میکنید
برچسب: صدای عشق می آید, نویسنده: بازدید: 36