بخوان حدیث که جاریست نور از دم تو
بخوان که پر بزنم در هوای عالم تو
کمی به ما نظر لطف می کنی مولا ...؟!
که بی نهایت و بی انتها بود کم تو
نگاه کن که شود زیر و رو دل سنگم
نگاه کن که شوم سر به راه و آدم تو...
دلیل بارش باران دلیل رویش گل
دعایمان بکنی می شویم محرم تو...
چه جای صحبت من آن زمان که رنج و غمت
مشخص است از این قد و قامت خم تو
اگر که بی حرمی ارث از حسن داری
کجاست گنبد و صحنت؛ کجاست پرچم تو...؟!
هنوز روی تنت جای کعب نی باقیست
هنوز روضه ی ویرانه اوج ماتم تو...
به یاد عمه مظلومه ات عزاداری
و داغ او شده زخم بدون مرهم تو
قدش خمیده و جسمش پر از جراحت بود
سه ساله ای که به ویرانه بود همدم تو
ز سوز زهر شدی تشنه این دم آخر
اسیر رعشه شده شانه های محکم تو...
یه یاد آن لب خشکی که مانده در گودال
شده شروع کمی زودتر محرم تو...
***
شبیه کرب و بلا می شود بقیع شما
یقین که می رسد از راه؛ وارث غم تو...
https://telegram.me/joinchat/Cx91AT8zA5zUu7u_Iko4wg
... پنجره ای برای درد دل...
ما را در سایت ... پنجره ای برای درد دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 5:47